شاید خنده ات بگیرد از شوق ناگهانی یک نگاه از تپیدن های پر صدای یک دل نا جوان از نفس های بریده بریده ای که به سختی کلمات را ادا می کنند و می ترسند که تو بشنویشان شاید به همه ی اینها خنده ات بگیرد و آنگاه که می خندی من یادم بیاید که زمان چقدر زود می گذرد و پر شتاب و بی محاسبه بگویم : به گمانم دوستت دارم
شاید خنده ات بگیرد از شوق ناگهانی یک نگاه
پاسخ دادنحذفاز تپیدن های پر صدای یک دل نا جوان
از نفس های بریده بریده ای که به سختی کلمات را ادا می کنند و می ترسند که تو بشنویشان
شاید به همه ی اینها خنده ات بگیرد
و آنگاه که می خندی من یادم بیاید که زمان چقدر زود می گذرد
و پر شتاب و بی محاسبه بگویم :
به گمانم دوستت دارم